تاردهم درکف درویش خان تا بدمد بر بدن مرده جان
غلامحسين درويش معروف به درويش خان، در سال 1251 در خانواده ای متوسط، در تهران متولد شد. پدرش حاجی بشير طالقانی کارمند اداره ی پست بود و به نواختن سه تار آشنايی مختصری داشت، از اين رو پسر خود را در سن 11 سالگی به شعبه ی موزيک دارالفنون سپرد. غلامحسين در دسته ی موزيک نواختن شيپور و طبل کوچک و تا حدودی خط موسيقی را آموخت و پس از مدت کوتاهی به دسته ی موزيک « مليجک » ( عزيز السلطان ) و کامران ميرزا نايب السلطنه راه يافت و در آن جا ناچار به نواختن طبل کوچک شد.
درويش خان پس از مدتی توانست به شاگردی آقا غلامحسين خان درآيد و نزد او تار و سه تار بياموزد.
 |
او پس از آن به خدمت شعاع السلطنه درآمد و با او به شيراز مسافرت نمود و در آن شهر ازدواج کرد. غلامحسين برای جبران کمبود درآمد، دعوت بزرگان شهر را می پذيرفت و اين امر سبب برآشفتن شعاع السلطنه شد. شعاع السلطنه امر به بريدن انگشتان درويش خان نمود که عاقبت غلامحسين با شفاعت کمال السلطنه پدر ابوالحسن صبا از اين مجازات وحشتناک نجات يافت.
سرانجام درويش خان برای رهايی از مزاحمت های شعاع السلطنه به سفارت انگليس پناه برد و در آن جا با نواختن چند نغمه ی اروپايی با تار همراه با پيانوی خانم سفير، نظر آنان را جلب کرد و از طريق ايشان از شر مزاحمت های شعاع السلطنه رهايی يافت.
او پس از آن به برپايی کلاس های موسيقی پرداخت و وقت خود را صرف تربيت شاگرادان و ساختن قطعات موسيقی نمود و رئيس ارکستر « اخوان صفايی » شد. |
| درويش دو بار برای پر کردن صفحه به خارج از ايران سفر کرد؛ نخستين بار در سال 1910 ميلادی همراه با مشير همايون شهردار، سيد حسن طاهرزاده، رضا قلی خان نوری، حسين هنگ آفرين، باقرخان رامشگر، اسداله خان و اکبر خان فلوتی، از راه روسيه به لندن رفتند و در طول 3 ماه اقامت خود در آن جا در جشن شرکت " هيز مستر زويس " صفحاتی ضبط کردند. |
مسافرت دوم، يک سال بعد از اولين سفر بود که درويش خان به همراه باقر خان، طاهر زاده، اقبال السلطان و عبداله دوامی به تفليس رفت و صفحاتی ضبط کرد.
خصوصيات اخلاقی :
غلامحسين درويش هنرمندی متواضع و فروتن، خوش بيان، صبور ، بی تکلف، نکته سنج، مؤدب، انسان دوست، رفيق دوست و دارای طبعی لطيف و حساس و ذوقی سرشار بود. او هيچ گاه از کسی بدگويی نمی کرد و رفتارش چنان بود که مورد تکريم و احترام همه واقع می شد و در يک کلام خصوصيات يک عارف به تمام معنا را دارا بود.
او به گل و پرورش آن علاقه ی بسيار داشت و در خانه کوچک خود انواع گل های زيبا و خوش بو را پرورش می داد؛ با طبيعت مأنوس بود و اوقات فراغت را با گياهان خوش رنگ و بو قرين و همدم بود.
درويش خان با شاگردان خود با ملايمت و مهربانی رفتار می کرد و آنان را مانند برادر و فرزند خود دوست داشت و در نام بردن آن ها از تکيه کلام « يا پير » و « يا پير جان » استفاده می کرد.
مرتضی نی داوود شاگرد برجسته ی درويش خان می گويد: (( درويش شايستگی و استعداد شاگرد را درست برآورده می کرد. هنگام تدريس، رديف مفصل قدما را گلچين می کرد و تدريس آن را هموار می نمود. هنگام اجرا بعد از آواز ها يک ضربی يا تصنيف مناسب می خواند. در زندگی قانع بود و با آن که با صرفه جويی زندگی می کرد باز بخشنده و گشاده دست بود. ))
خصوصيات هنری و آثار :
درويش خان تار و سه تار را نيکو می نواخت و هنگام نواختن ساز، مضراب ريز، صاف و پی در پی و نرمی و پختگی پنجه و حالت خوش سازش همه را به سکوت وامی داشت.
درويش در موسيقی مبتکر و در نوازندگی دارای مهارت و قدرت بيان بود. جمله های موسيقی او تقليدی نبودند و خلاقيت و ابتکار در نواخته های او احساس می شد. او گوشی بسيار قوی داشت و حتا بدون پرده هم می توانست با ظرافت بنوازد.
ساخته های وی از لحاظ ملودی بسيار روان و از جهت علم ترکيب اصوات موسيقی مطابق با قواعد و اصول بوده و با اينکه از اين علم سر رشته نداشته، به ياری ذوق سليم به خوبی از عهده ی اين کار بر می آمد.
غلامحسين درويش، به تار که تا زمان آقا حسينقلی 5 سيم داشت، سيم ششم را افزود.
موسيقی معمول زمان درويش خان، بيشتر رديف های آوازی بود که نوازنده می نواخت و خواننده همان را جواب می داد، همچنين قطعات ضربی رايج بيشتر با وزن 8/6 و برخی چهار مضراب ها بود. درويش با ذوق و سليقه ی خود کمر همت بست و پيش درآمد را برای هم نوازی اعضای ارکستر ابداع نمود. البته پيش از آن « محمد صادق خان » و « آقا حسينقلی » پيش درآمد های مختصری داشتند ولی درويش خان پيش درآمد را به سبک جديد توسعه بخشيد.
از ديگر ابتکارات درويش خان تهيه ی مدالی طلا به شکل تبرزين ( علامت درويش ) بود که آن را به فارغ التحصيلان کلاس های موسيقی خود می داد.
آهنگ های درويش تنوع ضرب نيز داشت ؛ اين خاصيت تنوع و توسعه دادن ريتم های مختلف برای رنگ های ايرانی، نشان دهنده ی نبوغ ذاتی غلامحسين درويش است.
در تصنيف های درويش روند ملودی از نظر حالت با موضوع شعر تناسب دارد.
محمد هاشم ميرزای متخلص به افسر، در مدح استاد و درويش ديگری که مبتکر خط شکسته ی فارسی بوده اين دو بيت را سروده :
« درويش زمان ما و درويش نخست هر يک به رهی رسم تجدد می جست
آن يک خط راست را شکسته بنوشت وين، موسيقی شکسته را کرد درست »
درويش قطعات مختلفی از قبيل پيش درآمد و رنگ، تصنيف و برخی آهنگ های جديد را ساخته است:
" پيش درآمد ماهور "، " پيش در آمد در ابوعطا "، " پيش درآمد در سه گاه " ، " پيش درآمد در شوشتری"، " پيش درآمد افشاری " و " پيش درآمد آواز راک " .
رِنگ هايی ساخته ی او عبارتند از : " دو قطعه رنگ در ماهور "، " رنگ ابوعطا"، " رنگ سه گاه "، " رنگ شوشتری "، " رنگ همايون "، " رنگ افشاری در سه قسمت "، " 2 رنگ در اصفهان به نام های پريچهر و پريزاد، ساخته شده برای اپرتی به همين نام و دومی معروف به رنگ اصفهان " .
درويش همچنين دو قطعه ی ديگر به نام های " مارش جمهوری " و " پولکا " را تحت تأثير آموزش " مسيو لومر " در دارالفنون ساخته است .
دکتر " ساسان سپنتا " در کتاب « چشم انداز موسيقی ايران » ويژگی های اخلاقی و هنری درويش خان را به طور خلاصه چنين بيان می نمايد:
- 1. علاقه به فراگيری موسيقی از منابع موجود، مانند مدرسه ی موزيک دارالفنون و استادان موسيقی آن دوره.
- 2.آزادگی و ميل به آزادی از انحصار طلبی اشراف دوره ی قاجار.
- 3. علاقه به کار جمعی و هم نوازی و تشکيل ارکستر و برگزاری کنسرت، برخلاف گرايش غالب به تک روی و تک نوازی در آن دوره.
- 4. استفاده از هنر به منظور مقاصد انسانی و تخصيص عوايد کنسرت به مستمندان.
- 5. علاقه به تربيت شاگرد و آموختن و انتقال دانسته ها و عدم حسادت و بخل.
- 6. استغنای طبع و پرهيز از حرص و طمع و وسيله قرار ندادن هنر برای جمع آوری مال.
- 7. داشتن قدرت خلاقيت هنری و ابتکار در تنوع ريتم های جديد و پرهيز از بعضی روش های يک نواخت.
- 8. افزايش حدود نت های تار با افزودن سيم ششم به اين ساز؛ حسن سليقه در نوازندگی و مضراب های ريز و کنترل شده؛ آراستگی در انگشت گذاری و مضراب؛ راحتی جسمی و ذهنی هنگام اجرا و تنوع و ابتکار در جواب دادن به خواننده.
- 9. اعتدال، قناعت و بی پيرايگی در نوازندگی، بر خلاف عادت مرسوم خودنمايی و تظاهر و نمايش گرايی در اجراهای آن دوره.
- 10. حسن استفاده از آموخته ها در آهنگسازی و ابداع پيش درآمد و انواع رنگ و تصنيف و غيره با ملودی های دلنشين.
- 11. تار و سه تار را با نهايت استادی می نواخت و به اجرای موسيقی ايرانی با وزن متريک رغبت داشت. به خط نت تا حدودی آشنا بود و بعضی نت هايش که هنگام تدريس به محمد حسن ميرزا ( وليعهد احمد شاه ) نوشته بود نزد او موجود بود.
درويش خان شاگردان زيادی را تربيت کرد که عبارتند از :
شکراله قهرمانی ( 1261 _ 1327 ) ، اکبر خان نوروزی ( متوفای 1332 )، علی محمد صفايی ( 1276_ 1318 )، حسين قلی غفاری ( متوفای 1299 )، عبداله دادور، موسی معروفی، مرتضی نی داود، ابوالحسن صبا، حسين سنجری، ارسلان درگاهی .
غلامحسين درويش در شب چهارشنبه دوم آذر ماه 1305 هنگامی که با درشکه از خيابان اميريه به طرف شمال می رفت، درشکه اش با اتومبيلی که به جای راننده، شاگرد راننده آن را می راند تصادف کرد و در بيمارستان نظميه ( شهربانی ) درگذشت که اين واقعه به عنوان اولين تصادف اتومبيل منجر به فوت در تاريخ ايران ثبت شد.
در حالی که مرتضی نی داود، نزديک ترين شاگرد وی در مورد اين حادثه می گويد: (( در آن تصادف هيچ آسيبی به درويش خان نرسيد. يک اتومبيل از شمال خيابان اميريه به سمت جنوب خيابان می رفت. درشکه حامل درويش خان هم از جنوب خيابان به شمال می رفت، اتومبيل به اسب های درشکه برخورد کرد. اسب ها زخمی شدند وهيچ آسيبی به درويش خان نرسيد اما ترس و اضطراب حاصل از آن تصادف موجب بيماری درويش خان گرديد. ايشان يک هفته در بيمارستان بودند و بعد فوت کردند. ))
اکنون اگر رهگذری از تجريش به دربند برود و در نيمه ی راه به دست راست بپيچد و سری به مقبره ی ظهيرالدوله بزند، قبری کوچک می بيند که شاخه های نسترن کوهی بر آن سايه افکنده است
-
سرگذشت موسيقی ايران / روح اله خالقی
-
چشم انداز موسيقی ايران /ساسان سپنتا
-
چهره های موسيقی ايران /شاپور بهروزی