نامه ي تاريخي استاد شجريان به علي لاريجاني
امروز صفحات یک روزنامه که سالها پیش بسته شده بود را داشتم نگاه می کردم چشمم به نامه استاد شجریان افتاد .نامه ای که ۱۱سال پیش خطاب به رییس وقت صدا وسیما نوشته بودند دراعتراض به سیاستهای پخش موسیقی از این رسانه .امروز بعد از گذشت ۱۱سال هنوزهم تازگی دارد چرا که همچنان در بر همان پاشنه می چرخد :"جناب آقاي دکتر لاريجاني ،شما به خوبي مي دانيد که موسيقي ايراني چه فراز و نشيب پردردي را از سر گذرانده است و از پس چه بي شمار حوادث و درشتي هاي روزگار تا بدين مايه در دستان ماست .هم اکنون ميراث دار هنري هستيم که به خون دل و عشق بي پايان هنرمندان آن به دست ما رسيده است . هنرمنداني که درشتي ها را تحمل کردند ، خواريها کشيدند تا امروز گنجينه اي از نواها ونغمه ها يي را داشته باشيم که بخشي از هويت ما را تشکيل مي دهد . با وجود سختي روزگار ، مردم ما موسيقي خود را دوست داشتند و آن را پاسداري مي کردند . پيشينيان ما ، هنرمند را ارج مي گذاشتند و به مهر کارشان را قدر مي نهادند و آن را گرامي مي داشتند .سرگذشت موسيقي ايران ، سرگذشت غريبي هنرمندان اين ديار است . در روزگاران گذشته ، جفاکاراني که از ذوق و سليقه و مهر بهره ي اندکي برده بودند ، تاب موسيقي نمي آوردند و کردارشان آزار هنرمند و ستيز با هنر بود . هنر و هنرمندان ايمن نبودند تا آن روز که سازمان راديو وتلويزيون ملي در ايران تاسيس شد و به کانون اصلي اين جفاکاري تبديل شد . جناب آقاي دکتر لاريجاني ، روزي که در سال هزارو سيصد و پنجاه و پنج در اعتراض به آشفته بازار موسيقي و ابتذال حاکم بر موسيقي راديو و تلويزيون، از اين دستگاه کناره گرفتم ، رئيس وقت سازمان قول هرگونه حمايت از هنر اصيل را داد و از من خواست که همچنان در اين سازمان باقي بمانم اما من که مي دانستم سرشت اين دستگاه با اصالت سازگار نيست ، به وي گفتم که اين دستگاه از روز نخست ، با هدف ويراني و نابودي هنر اصيل اين سرزمين پا به عرصه ي وجود گذاشته است . جناب آقاي دکتر لاريجاني ، تجربه ي سالهاي بعد سبب شده است تامن هنوز هم بر راي خود مبني بر کناره گيري خود از سازمان پابرجا بمانم . از همين روي ، از آن روز تا سال هزاروسيصدوهفتادودو از حضور در اين رسانه پرهيز داشتم تا آنکه پس از هفده سال به درخواست مکرر جنابعالي دوباره در تلويزيون حضور يافتم. جناب آقاي دکتر لاريجاني ، شما هم حتما به ياد مي آوريد که چه اميدهايي در مورد سياستهاي جديد موسيقي و حمايت از شرافت واصالت داده شد .من به عنوان عاشق موسيقي اين سرزمين ، تمايل داشتم در اين خوش بيني با مسئولان وقت شريک باشم . اما تجربه ي طولاني در راديو و تلويزيون ، مرا از اين خوش بيني باز مي داشت .اکنون سه سال بعد از آن ماجرا ، اميدوارم محک تجربه ، صدق آن راي را بر شما هم اثبات کرده باشد . سر آن ندارم که از وضعيت موسيقي در اين رسانه سخن بگويم که سخن فراوان است و متاسفانه تکرار ديگر گونه اي از همان سرگذشت اندوهبار موسيقي است که به آن اشاره کردم . صدا و سيما در حال حاضر تسليم گرايشهاي سطحي در موسيقي شده است و ما شاهد تقليد ناشيانه وابتدايي از خوانندگاني هستيم که از اين رسانه کنار گذاشته شده اند. در حال حاضر ، از اين رسانه انواعي از موسيقي پخش مي شود که فاقد کمترين ارزش هنري است . درک وشعور موسيقي در اين دستگاه عريض وطويل گاه تا بدان مايه نازل واندک ميشود که مبتذل ترين قطعات موسيقي را که ما نام موسيقي خال طوري (موسيقي کافه هاي لاله زاري) ، بر آن مي گذاريم ، به عنوان آرم برنامه پخش مي کنند . حتما شما هم در تجربه ي چند ساله ي خود در صدا وسيما ، دريافته ايد که آرم برنامه ، پرچم ونشانه ي اصلي برنامه است وهميشه تلاش مي شود تا زيباترين نوا براي آن انتخاب شود ، شگفتم از اين همه بد سليقگي و بي ذوقي و اندک مايگي در درک موسيقي ، آن هم در مهمترين دستگاه فرهنگي کشور . کاستي هاي سياست موسيقي صدا وسيما محدود به پخش برخي آثار بي ارزش وتکرارهاي تقليدي نمي شود .مهمترين نکته در سياست صدا وسيما ، ناديده گرفتن حقوق هنرمندان از سوي اين رسانه است .جناب آقاي دکتر لاريجاني ، در صدا وسيما به خود حق مي دهند ، به هر نحو که خواستند رفتار کنند .آثار هنري را بدون اجازه پخش مي کنند ، بدون اجازه و به سليقه ي خود سانسور مي کنند وساده ترين وبديهي ترين اصل يعني رعايت حقوق هنرمند را زير پا مي گذارند . صدا وسيما به خود حق هرگونه تملک ودست اندازي در آثار هنري را داده است . اگر روزگاري فرياد ما از دست توليد کنندگان غير مجاز نوار بالا بود ، امروز صدا و سيما خود غير مجازترين کار را در عرضه ي آثار هنري انجام مي دهد .سازمان صداوسيما موظف است براي پخش آثار هنرمندان ازآنان کسب اجازه کند و حقوق مادي آنان را هم براي هرنوبت پخش آثارشان رعايت کند .اين روال جاري راديو وتلويزيون در همه ي کشورهاي متمدن جهان است . از اين گذشته من نميدانم صدا وسيما به چه حقي و بر اساس کدام مجوز روي آثار من تصوير مي گذارد و آن را به نام ويديو کليپ پخش مي کند ؟ فرض کنيد قانون رعايت حقوق مولفان ومصنفان وجود ندارد ، وباز هم فرض کنيد اگر وجود دارد ، کسي به هر دليلي مايل نيست از طريق دستگاه قضايي ، احقاق حق کند . آيا شما شرعا اين مشکل را براي خود حل کرده ايد ؟ چگونه است که بديهي ترين حقوق مالکيت حقوقي که مورد تاکيد قوانين جاري کشور است زير پا گذاشته مي شود ؟ در تحيرم که ناديده گرفتن حقوق هنرمند از سوي مهمترين و وسيع ترين رسانه ي کشور نشانه ي چيست ؟ مردم چه مي گويند وقتي مي بينند از صبح تا شام ، اين رسانه پيامهاي اخلاقي در رعايت حقوق ديگران پخش مي کند ، اما خود به آن عمل نمي کند ؟ جناب آقاي دکتر لاريجاني ، من بارها ناخوشنودي خود را از کار صدا وسيما اعلام کرده ام . من تنها به دنبال حقوق خود نيستم ، هرچند اگر به دنبال اين هم بودم ، باز خرده اي بر من وارد نبود .من فقط قصد دارم يک نکته را به اين دستگاه عريض وطويل يادآوري کنم و آن رعايت حقوق ديگران است . صدا و سيما بايد بياموزد که حقوق آثار هنري و حتي بسيار گسترده تر از آن هر اثر فرهنگي متعلق به پديد آورندگان آن است وملک طلق اين دستگاه عظيم نيست . اي کاش دست اندازي به اثر هنري و بي اعتنايي به حقوق هنرمندان به همين ختم مي شد . سالها پيش ، به هنگام جنگ عراق عليه ايران ، در دفاع از سرزمين مادري تصنيفي به نام " ميهن اي ميهن " اجراکردم ، اين تصنيف ستايش سرزمين مادري و مهرورزي بدان بود . بگذريم که آن تصنيف ، مدتها اجازه ي پخش نداشت . اما اکنون هم که اجازه ي پخش يافته است ، بخشي از آن حذف شده است .از شما مي پرسم آيا عشق به سرزمين وميهن گناه نابخشودني است که بايد حذف شود ؟ اگر شما تصنيفي را نمي پسنديد ، چرا آن را پخش مي کنيد و چرا آن را مطابق سليقه خوتان مثله مي کنيد ؟ به صراحت اعلام ميکنم که مايل نيستم صداي من از صدا وسيمايي پخش شود که بي اعتنا به حقوق هنرمندان است .قاطعانه از جنابعالي مي خواهم که دستور دهيد هيچ اثري از من مطلقا از راديو وتلويزيون پخش نشود . چون در ماه مبارک رمضان هستيم ، تنها به احترام اين ماه مبارک و اداي دين به نيک سرشتي مردمي که در دامان آنها پرورش پيدا کرده ام ، پخش "مناجات" و " ربنا " را اجازه مي دهم . اميدوارم با اين اقدام ، سنت حمايت از حقوق هنرمندان را در اين دستگاه پايه گذاري کنيد . حمايت از اصالت و شرافت هنر ، بدون رعايت حقوق هنرمند ممکن نيست ". به نقل از روزنامه "سلام" هيجدهم بهمن ماه هزار و سيصد و هفتاد و پنج
منبع : سلام
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ دی ۱۳۸۶ ساعت توسط محمد
|
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب