دستگاه نوا
در این مجال کوتاه اشارهای بر شخصیت و رمز و راز نهفته در دستگاه آسماني نوا خواهیم داشت:
نوا گام مستقلی ندارد یعنی همانند گام شور است و درگذشته آنرا جزء شور مي دانسته اند. گوشههای این دستگاه هر کدام به واسطهی شخصیت آهنگ و وزن شناخته میشوند. یکی از مهمترین گوشههای نوا گَوِشت(گواشت) است که سبب تغییر درجات گام نوا میشود و همچنین باعث تمایز بیشتر این دستگاه با شور خواهد شد. دیگر از گوشههای مهم نوا، نهفت است که در آن تغییری به گام نوا داده نمیشود،ومعمولا در اوج نواخته يا خوانده مي شود .
يکي دیگر از گوشههای مهم نوا، عراق است که در آواز افشاری هم استعمال میشود و از گوشههای مهم ماهور هم هست. سایر گوشههای شور ممکن است در نوا به کار رود ولی گوشههای مهم نوا همانهاییست که ذکر شد.به طور کلي گوشه هاي نوا عبارت است از :
در آمد -كرشمه - گردانيه- نغمه- بیات راجه- حزین – عشاق- عراق- محیر- آشور –بسته نگار – اصفهانك –زنگوله – گوشت- عشیران- خجسته- حسینی- ملك حسينی-بوسلیك- نیریز صغیر و كبیر- رهاوی- مسیحی- ناقوس-شاهختايی-تخت طاقديس- نستاری يا نستالي.
حالت دستگاه نوا:
نوا آوازیست با طمأنینه و با وقار و نصیحتآمیز، که با آهنگی ملایم و متوسط و نه چندان فرحبخش و نه زیاد دردناک و محزون بیان احساسات میکند. در موقع خستگی و فراغت شنیدن آواز نوا بسیار مطبوع است و معمولا آنرا آواز خواب گفته و در گذشته، آخر مجالس انس و طرب مینواختهاند.
در حقیقت نوا ناصحیست صبور و با تجربه که با بیانی شگفتانگیز، ماهرانه نصایح خود را به شنوندگان میدهد. به خصوص اگر اشعار مناسبی چون اشعار عارفانهی حافظ، برای خواندن نوا انتخاب شود، مخصوصا در ناحیهی بم با آوازی پخته و گرم تأثیری عجیب دارد و شنونده را بیاختیار مطیع خواهد کرد.
نوا در حالیکه پند صبوری میدهد در پرده از تألمات زندگانی هم شکوه میکند. منتهی شکایت این دستگاه مانند دشتی و سهگاه پر از فغان و ناله نیست و غم اندوه را در حالی پوشيده و پنهان بیان میکند. نوا هم مانند شور نمونهی کاملیست از احساسات عالی فیلسوفانه و صوفیانه و عارفانهی اهالی مشرق زمین و نمایندهایست از حالات و کیفیات عرفا و فلاسفه و کسانیکه به خوبی مزهی تجربیات زندگی را چشیدهاند.
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب